سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
41
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
موقعى كه بجاى پدر نشست با دويست سوار در دربار مانده وى در جنگ بر عليه براق خان شركت جست و در زد و خورد با ديالمه شجاعت خود را نشان داد . آباقا خان ( ابقا خان ) ايالت خوزستان ، ناحيه كهكيلويه و شهر فيروزان ( هفت فرسنگى بالاى اصفهان ) و گلپايگان را جزء قلمرو يوسف شاه كرد . بعدا يوسف شاه به كهكيلويه رفت و از آنجا به شولها كه در منطقه فعلى بودند حمله برد . بعد از مرگ آباقا خان ، يوسف شاه بر خلاف ميل خود با دو هزار سوار و يك هزار پياده بكمك احمد تكودر 82 رفت . احمد تكودر در اين نبرد شكست خورد ( 683 هجرى ) و لرها از طبس از راه بيابان به طرف نطنز عقبنشينى كرده بيشتر آنها از تشنگى جان سپردند . بعد از فوت احمد ، ارغون بجاى وى نشست و يوسف شاه جهت اداى احترام به خدمت وى رفت و در عين حال چون خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان بلرستان پناهنده شده بود يوسف شاه تقاضاى عفو وى را نمود 83 ( ر ك : داوسن جلد پنجم ص 5 ) . ششمين اتابك افراسياب فرزند يوسف شاه است . وى برادر خود را كه احمد نام داشت بدربار ارغون فرستاد و خود در لرستان مانده تمام اعضاء خانواده وزير سابق را بقتل رساند و بتعقيب اقوام او باصفهان رفت . در اين هنگام خبر مرگ ارغون ( 690 ) به او رسيد و لرها حاكم اصفهان را كه مغول بود كشتند . افراسياب بستگان خويش را به حكومت اصفهان ، فارس ، و نواحى خليج فارس گماشت و خود به طرف پايتخت اردوكشى نموده فرمانده مغول را كه امير توزك نام داشت در نزديكى كهرود ( حوالى كاشان ) شكست داد . در اين هنگام گيخاتون خان سپاه مغول را به تعقيب افراسياب و لر كوچك فرستاد 84 . افراسياب در قلعه مونگشت تحصن اختيار نمود ولى بعد از مدتى نزد گيخاتون رفت و مورد عفو قرار گرفت . در بازگشت بلرستان ، افراسياب اقوام خود و عدهاى سرشناس را بقتل رساند . غازان خان ( 694 - 703 ) ابتدا از در دوستى با افراسياب درآمد . اما در سال 694 هجرى به علت سعايتى كه امير هور قوداق حاكم فارس از او نزد غازان نموده بود ، افراسياب در مهاوند ( ؟ ) فراهان محاكمه و اعدام گرديد .